♡♡♡29 ماهگی شیرین زبون مامان بابا♡♡♡
سلام پرنیا خانم مامان عزیزم خیلی وقته که از شیطنت هات و از شیرین زبونیات نگفتم زبونت دیگه کامل باز شده و همه چی می گی بعضی هاش رو که من باید برای اطرافیان دوبله کنم خیلی حرفات و کارهات شیرینه خیلی نظم و انضباط داری و باید هر کسی وسایل شخصی خودشو برداره خیلی باحالی مثلاحتما باید داخل لیوان خودت آب خوری حتی نصف شب و من و بابا هم جدا جدا لیوان خودمون رو برداریم اوایل که خیلی جدی بودی و می گفتی باید حتما تو لیوان خودتون بخورید ولی حالا می بینی ما دیگه گوش نمی دیم فقط می گی مامان بابا رو دعوا کن یا با مامان رو دعوا کن که لیوانت رو برداشته
وقتی می خوای خودتو لوس کنی یا من از دستت ناراحتم میای سراغم و می گی نازی مامان مامان لوسه مامان خشگله مامان سمیرا مخصوصا وقتی یه کاری باهام داری
وقتی می گم پرنیا و یه کاری داری می گی صبر کن الان میام که اون موقع هستش که من و بابالی می خوایم بخوریمت
وقتی بابا بهت می گه پرنیا مموشی بابا تو گی مموشی مامان و بعدش می گی پرنیا دخمل بابا خیلی باحالی جیگر مامان قربونت برم
همچنان وقتی آب می خوای می گی آب آب آب آب
اسم گیتار و ویالون رو می دونی چند وقت پیش برات یه گیتار خریدم و بابایی بهت طرز دست گرفتنش رو بعت یاد داده و وقتی مامان ویالون می زنه تو هم با دستت ادای منو در میاری
وقتی می خوای بخوابی باید حتما تلویزیون روشن باشه
یه توپ دارم رو می خونی
رقصت که عالیه خیلی باحال می رقصی
وقتی می گم وقتی سشوار رو شکستی مامان چی گفت بهت می گی گفت پرنیاااا ااا بخوااااااب
می گم وقتی موتور رو شکستی بابا چی گفت می گی پرنیا برو خونت خیلی باحال می گی
عکسای 25 ماهگی پرنیا و گوجه فلفل
























♡♡♡29 ماهگی شیرین زبون مامان بابا♡♡♡
